A Relationship between Religious Attitudes and Social Competence in Parent-Child Emotional Metacognition

Document Type: Original Article

Authors

1 MA at Educational Psychology

2 Academic Member at Shahr Quds I.A.U

3 from Saveh I.A.U

4 Academic Member at Babol I.A.U

Abstract

This study connected with the aim of relationship between attitudes and social competence in parent-child emotional metacognition. With Cochran formula and Multi-stage cluster random sampling method 250 students were selected as a sample size. Emotional metacognition questionnaires conducted on students and their parents to complete the religious attitudes and social competence. Statistical models of multiple regressions and SPSS software was analyzed for the data. Finding showed that 27.5% of the variance in emotional metacognition explained by linear relationship with religious attitudes and social competence. The competence was roughly 18.8% and the family religious attitudes was nearly 8.7%. The results showed that there is significant difference  in male and female students in the relationship between religious attitudes and social competence in parent-child emotional metacognition, but for the female students, the religious attitudes in explaining their metacognition are more than estimated variable for male students, emotional metacognition was more than other observed variables.

Keywords


طهمورث آقاجانی[1]

فاطمه شاطریان[2]

بهزاد شوقی[3]

جمال صادقی5

چکیده:

این پژوهش با هدف شناخت ارتباط میان نگرش مذهبی و شایستگی اجتماعی والد– فرزندی با فراشناخت هیجانی انجام شد. جامعه­آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش­آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهرستان ساوه که در سال تحصیلی 91-90 مشغول به تحصیل بودند، به تعداد 6120 نفر، تشکیل می­داد که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چندمرحله­ای 250 نفر به­عنوان حجم نمونه انتخاب شد. پرسش­نامه­های فراشناخت هیجانی، روی دانش­آموزان اجرا گردید و از والدین آن­ها نیز خواسته شد تا پرسشنامه­های نگرش­مذهبی و شایستگی اجتماعی را تکمیل نمایند. داده­های بدست آمده از پرسشنامه­ها با استفاده از مدل آماری رگرسیون چند متغیره و نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته­ها نشان داد که حدود 5/27 درصد واریانس متغیر فراشناخت هیجانی بوسیله رابطه خطی با متغیرهای شایستگی اجتماعی و نگرش مذهبی خانواده تبیین می­شود که سهم شایستگی اجتماعی تقریباً 8/18درصد و سهم نگرش مذهبی خانواده تقریباً برابر با 7/8 درصد بود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد رابطه بین شایستگی­اجتماعی و نگرش­مذهبی خانواده با فراشناخت در دانش­آموزان دختر و پسر تفاوت دارد، بطوریکه در دانش­آموزان دختر سهم نگرش مذهبی در تبیین فراشناخت آن­ها بیشتر از شایستگی اجتماعی برآورد شده است، و این درحالی است که در دانش آموزان پسر، فراشناخت هیجانی پیش­بینی­کننده قوی­تر نسبت به نگرش مذهبی می­باشد.

 

 

      کلید واژه: نگرش مذهبی، شایستگی اجتماعی والد، فرزندی، فراشناخت هیجانی.

1-     مقدمه و بیان مسأله

فراشناخت به عنوان هرگونه دانش یا فرآیند شناختی تعریف می­شود که در ارزیابی، نظارت و کنترل شناخت، مشارکت دارد و به عنوان جنبه­های عمومی شناخت، شامل همه اطلاعات شناختی و برخی زمینه­های خاص فراشناختی است که با آشفتگی روانشناختی مرتبط هستند. همچنین اطلاعاتی که از نظارت فراشناختی استخراج می­شوند، اغلب به عنوان احساسات ذهنی که می­تواند بر رفتار تأثیرگذار باشند، تجربه می­شوند. فراشناخت از عوامل تأثیرگذار بر پردازش اطلاعات است که کاربردهای مهمی در زمینه­های صنعتی و سازمانی دارد(ولز، 2006).

بعد هیجانی به انگیزشی اشاره می­کند که فرد نسبت به مسائل شناختی خود دارد و بعد ذهنی و شناختی نیز به شناخت اطلاعات فرد و به عبارتی به دانش شناختی فرد بر می­گردد. بطور کلی گاتمن[4] (1997) فرا هیجان را سازماندهی مجموعه­ای از افکار و احساسات والدین درباره هیجانات خود و فرزندانشان تعریف کرده اند(پارسایی، 1389). به عبارت دیگر دانش فراشناختی به باورها و نظریه­های افراد در مورد شناخت و حالات هیجانی­اشان (نظیر باورهای آن­ها در مورد معنای خاص از افکار و اثربخشی حافظه و...) اشاره دارد. یکی از مواردی که در حیطه فراشناخت قرار دارد فراشناخت هیجانی است. فراشناخت هیجانی معمولاً عقاید و باورهایی را که فرد در مورد پردازش شناختی خود، احساسات، هیجانات و... دارد مشخص می­کند و منجر به انتخاب راهبردهای تفکر می­شود (آنتونی، 2008). هرچه باور فرد  به توانایی­های خود بیشتر باشد، بهتر می­تواند موقعیت­های گوناگون را تحلیل کند که این تحلیل نقش سودمندی در فرایندهای فراشناختی دارد. به عبارتی این افراد هستند که باورهایشان را در زمینه توانایی­های خود شکل داده و بطور فعال آن­ها را مورد تجدید نظر قرار می­دهند. بنابراین آنچه حائز اهمیت است، فرمول بندی پردازش شناخت درونی و قوانین و مکانیسم­هایی است که موجب می­شود تا افراد به تعبییر و تفسیر باورهای خود بپردازند (بیابانگرد،1387). باور افراد در زمینه توانایی خود موجب استفاده بیشتر دانش فراشناختی و توانمندی تشخیصی در انتخاب بهترین راه­های مراقبتی و درمانی می­گردد(موسز و دیگران، 2007).

مارک آنتونی[5](2010)، در پژوهشی رابطه بین فراشناخت، دقت و اضطراب را مورد بررسی قرار داد. یافته­ها نشان داد که سه بعد فراشناخت (عقاید منفی راجع به افکار غیر کنترل، اعتمادشناختی، کنترل فکر) بطور مثبت با اضطراب ارتباط دارد و هر یک بطور مستقل اضطراب را پیش­بینی می­کنند. بطورکلی مشخص شد که نوع فراشناخت از جهت مثبت یا منفی بودن می­تواند در بروز اضطراب سهیم باشد.

همچنین تحقیقات نشان می­دهد بین عوامل فراشناخت و اضطراب، فشار روانی و افسردگی رابطه وجود دارد(اسپادا و دیگران، 2011). لیهای[6](2006)، نیز در بررسی ارتباط بین دیدگاه فراهیجانی والدین و روش­های کنترل و برخورد با محیط اجتماعی دریافت افرادی که دیدگاه منفی در مورد هیجانات داشتند، دارای مشکلات بیشتری در برخورد با مسائل زندگی خود بودند و از روش­های خطرآفرین بیشتری برای کنترل محیط خویش استفاده می­کردند. وی بیان می­دارد یکی از کانون­های اثرگذار بر شکل­گیری مناسب فراشناخت هیجانی محیط خانواده است. همچنین حمایت والدین از فرزندان و پذیرش فرزندان توسط والدین(که ادراکات محیطی را می­سازد) در توسعه و تقویت باورهای انگیزشی و فراشناختی کودکان تأثیر گذار است.

کاتز[7] (2011)، معتقد است که دیدگاه فراهیجانی به عنوان یک متغیر محافظت کننده از کودکان، در برابر اثرات زیانبار موقعیت­های غیرقابل تحمل(از جمله موقعیت­های اضطراب آفرین) وارد عمل می­شود و منجر به روابط بهتری بین همسالان می­گردد.  بهرامی و رضوان(1388)، نیز در زمینه تأثیر جنسیت و فراشناخت هیجانی و تأثیر تعلیم و تربیت والدین در این زمینه به این نتیجه رسیدند که تفاوت معناداری در میزان فراشناخت هیجانی در دو جنس وجود ندارد.

شایستگی اجتماعی، بیانگر توانایی فرد در سازمان دادن منابع فردی محیطی و حفظ آن­ها است (سیمرد- کلیک من[8]،2007، نقل از بنی اسدی و باقری،1390). عقاید و نگرش­های افراد تحت تأثیر فرهنگ و تربیت خانواده شکل می­گیرد و افرادی که تحت عقاید قوی تربیت می­شوند در اجتماع نیز مؤثر و مفیدتر عمل می­کنند. در مدل شایستگی اجتماعی مؤثر که توسط هالبرست دنهام و دانسمور[9] (2001)، ارایه شد، ارسال مؤثر پیام، دریافت مؤثر پیام و تجربه کردن را سه عنصر مهم شایستگی اجتماعی مؤثر معرفی کرده­اند. از این رو دانش ارتباط غیرکلامی به فرد کمک می­کند تا در ارسال، دریافت، خواندن و تفسیر پیام­های غیرکلامی بطور مؤثر عمل کند و نقش مهمی در ایجاد صمیمیت و اعتماد در برقراری تفاهم و درک متقابل و سازگاری اجتماعی داشته باشد. بطورکلی تفسیر و فهم رفتارهای غیرکلامی دیگران، هم تسهیل کننده درک حالات عاطفی دیگران است و هم در تعاملات اجتماعی موثر است. افرادی که سطح بالایی از شایستگی اجتماعی دارند، در رمزگذاری و رمزخوانی علایم غیر کلامی، مهارت بهتری دارند(چایو، 2010). کریستنسن و همکاران[10](1980) عقیده دارند که حساسیت به پیام­های غیر کلامی، عنصر مهمی از شایستگی اجتماعی است(بنی اسدی و باقری،1390).

کارین نیت زل و دوپکینس[11](2009)، در پژوهشی پیرامون ارتباط نوع رفتار والدین در حل مشکلات فرزندان دریافتند مادرانی که تحصیلات بالاتری دارند اطلاعات فراشناختی بیشتری ایجاد می­کنند و مادرانی که کودکانشان را افرادی مشکل­دار می­پندارند و خود نیز بدلیل تجربه کم برنامه­ای برای حل مشکلات فرزندان نداشتند کودکان و تلاش فعالانه­شان را در حل مشکلات کمتر تشویق می­کردند. درحالیکه مادران با تحصیلات بالا نه تنها در حل مشکلات فرزندان نقش کمکی داشتند بلکه تلاش کودکان در حل مشکلاتشان را نیز مورد تشویق قرار می­دادند. بنابراین ایجاد روابط مناسب خانوادگی با شکل گیری فراشناخت هیجانی بهنجار رابطه مستقیم داشته و یکی از بازتاب­های شکل گیری این بعد بهنجار شناختی در شایستگی  اجتماعی فرزندان و والدین می باشد.

بنی اسدی و باقری(1390)، در تحقیقی تحت عنوان دانش ارتباط غیرکلامی و شایستگی اجتماعی به این نتیجه رسیدند که بین دانش ارتباط غیر کلامی با شایستگی اجتماعی، ارتباط مستقیم و معنی­داری وجود دارد.

همچنین سازه فراشناخت هیجانی و تأکید آن بر نقش تفکرات و احساسات والدین درباره هیجانات، در فرآیند فرزند پروری مورد استقبال محققان قرار گرفته است. باکو[12](2009) در پژوهش خود دریافت مادرانی که در بعد آگاهی(پذیرش) در سطح بالایی بودند، دارای فرزندانی هستند که نمره بالاتری در هوش عاطفی به دست آورده و همچنین شایستگی اجتماعی بهتری را نشان دادند. همچنین وی بیان می­دارد که وجود دانش فراشناختی مناسب، منجر به افزایش اعتماد به نفس فرد و یادگیری بهتر او می­شود.

علاوه بر شایستگی اجتماعی، نوع نگرش مذهبی فرزندان هم از کانون خانواده و نحوه نگرش والدین نشأت می­گیرد. والدین در تقویت نگرش مذهبی فرزندان نقش بسزایی دارند. مذهب برای افراد در مواجهه با مشکلات، منبعی حمایتی است و باورها و فعالیت­های مذهبی به عنوان روشی تعریف شده است که منابع مذهبی مانند دعا و نیایش، توکل و توسل به خداوند را برای مقابله به کار می­برد. همچنین رفتارهای مذهبی مانند نماز خواندن، صداقت، اعتقاد به خداوند، مطالعه کتاب­های مذهبی از طریق ایجاد امید و تشویق در جهت ایجاد دیدگاه مثبت نسبت به شرایط موجود و بیرون­کشیدن فرد از یک بحران مأیوس کننده که بر آن­ها تسلط چندانی هم ندارد، یک نوع آرامش درونی ایجاد می­کند(یاوری، 1385).

منظور از نگرش مذهبی، نگرش نظامداری از باورها و اعمال نسبت به امور مقدس است. ایستاری است که معطوف به امر مقدس در دو بعد آشنایی و دین باوری می­شود، نگرش به امور ماورائی است که احراز و تقویت آن یگانگی، ثبات، استمرار و پایداری فرد در جامعه را موجب می­شود(همان منبع). در پژوهشی که در خصوص رابطه میان ذکر و دعا با میزان اضطراب دانشجویان انجام شد، نتایج نشان داد بین نگرش مثبت به دعا و نیایش فردی با میزان اضطراب دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد و ذکر خدا به عنوان نیرویی برای مقابله با استرس شناخته شده است(شریفی، 1388).

نگرش­ها و باورهای مذهبی هر فرد ریشه در باورهای خانواده دارد. افرادی که باورهای مذهبی قوی دارند در برخوردهای اجتماعی نیز قوی عمل می­کنند و شایستگی­های بالاتری از خود نشان می­دهند. شایستگی­های اجتماعی فرزندان با یک بعد قوی ارتباط دارد و آن هم نگرش­ها و باورهای مذهبی است که از عمق خانواده بر می­خیزد. مذهب به عنوان مجموعه­ای از اعتقادات، بایدها و نبایدها و نیز ارزش­های اختصاصی و تعمیم یافته، از مؤثرترین تکیه­گاه­های روانی به شمار می­رود که قادر است معنای زندگی را در لحظه لحظه­های عمر فراهم کند و در شرایط خاص نیز با فراهم سازی تکیه گاه­های تبیینی، فرد را از تعلیق و بی­معنایی نجات دهد ( ایگال و دیگران، 2009).

آرگیل[13](2009)، در پژوهش خود دریافت که ابعاد متفاوت نگرش مذهبی پیش بینی کننده معناداری برای مقیاس­های سازگاری و شایستگی اجتماعی دانشجویان بود.

فرارو، وکلی و مور[14](2006) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که بین نگرش مذهبی زنان و مردان تفاوت معنی داری وجود دارد، بطوریکه نگرش مذهبی زنان بیشتر از مردان است. همچنین سامانی و لطیفیان(1387)، مشاهده کردند که سطح تحصیلات والدین بر سطح اعتقادات مذهبی دانشجویان تأثیر دارد بطوری که فرزندان طبقات با تحصیلات متوسط بیشترین اعتقادات مذهبی را از خود نشان می­دهند. از سوی دیگر هرچه تحصیلات مادران افزایش می­یافت، سطح اعتقادات مذهبی فرزندان آن­ها کاهش می­یافت. همچنین، تحصیلات والدین بر نوع نگرش فرزندان در خصوص جمع­گرایی یا فرد گرایی و خودکنترلی هیجانی آن­ها مؤثر بود.

با توجه به آنچه که گفته شد در این پژوهش سعی بر این داریم که به شناسایی رابطه میان سه متغیر نگرش­های مذهبی والدین، شایستگی­های اجتماعی والد- فرزندی، فراشناخت هیجانی بپردازیم. در پژوهش­های قبل این سه متغیر با هم مورد بررسی قرار نگرفته­اند و ما در این مقاله سعی در بررسی رابطه همزمان این سه متغیر داریم، که سؤالات این تحقیق در راستای بررسی هدف پژوهش، شامل موارد زیر می باشد:

1- آیا بین نگرش مذهبی والدین وشایستگی اجتماعی والد- فرزندی با فراشناخت هیجانی در دانش­آموزان دختر دوره متوسطه رابطه وجود دارد؟

2- آیا بین نگرش مذهبی والدین و شایستگی اجتماعی والد- فرزندی با فراشناخت هیجانی در دانش­آموزان پسر دوره متوسطه رابطه وجود دارد؟

3-آیارابطه شایستگی اجتماعی والد- فرزندی و نگرش مذهبی خانواده با فراشناخت هیجانی در دانش­آموزان دختر و پسر متفاوت است؟

 

2- روش­شناسی پژوهش

پژوهش حاضر برمبنای هدف از نوع کاربردی و از نظر روش به دست آوردن داده­ها از نوع توصیفی- همبستگی می­باشد بطوریکه برای بررسی سؤالات تحقیق و تحقق یافته­ها، از نظرسنجی با افراد درگیر مسأله (دانش­آموزان و والدین آن­ها) استفاده شد. همچنین بر مبنای نوع داده­های گردآوری شده از نوع کمی می­باشد که در این راستا پرسشنامه­هایی برای دریافت نظرات دانش­آموزان و والدین آن­ها در دبیرستان­های شهرستان ساوه توزیع شد و نتایج درج گردید.

 

2-1- جامعه، روش نمونه­گیری و حجم نمونه

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسط شهرستان ساوه است که در سال تحصیلی 91-1390 به تعداد 6120 نفر مشغول به تحصیل می­باشند.

نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران به تعداد  250 نفر بر اساس روش نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شد. بدین صورت که در مرحله نخست از کل مدارس دبیرستانی شهرستان ساوه، سه دبیرستان دخترانه و سه دبیرستان پسرانه به طور تصادفی انتخاب گردیده، سپس از هر مدرسه 1 کلاس به صورت تصادف انتخاب شد. در نهایت 115 نفر از دانش آموزان دختر و 135 نفر از دانش­آموزان پسر انتخاب شدند.

 

2-2- ابزار گردآوری داده­ها

پژوهش حاضر شامل سه پرسشنامه می­باشد؛ پرسشنامه اول حاوی سؤالات مربوط به شایستگی اجتماعی است که از پرسشنامه استاندارد ایبری، مونتی مایور و فلان نری (1993) ترجمه کرمی و درودی(1386) استفاده شد. این بخش دارای 20 گویه(سؤال) می­باشد که شایستگی اجتماعی بین فرزندان و والدین آن­ها در خانه را اندازه­گیری می­کند. والدین یک پرسشنامه درست و نادرست و فرزندان یک پرسشنامه تطبیقی را تکمیل می­کنند. همسانی درونی 92/0 تا 93/0 برای پدران و مادران بدست آمده است. همچنین اعتبار این مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که ضریب مربوطه برابر با 86/0 بدست آمد.

پرسشنامه دوم مربوط به فراشناخت هیجانی(MCQ) است که از پرسشنامه استاندارد ولز و کارترایت[15] (2004) استفاده شد. این بخش دارای 30 سؤال(گویه) می­باشد که حیطه­های فراشناختی را در پنج مقیاس جداگانه به شرح زیر مورد سنجش قرار می­دهد:

1)باورهای مثبت درباره­ی نگرانی (مانند نگرانی به من کمک می­کند تا با مسائل مقابله کنم)

2)باورهای منفی درباره­ی نگرانی که با کنترل ناپذیری و خطر مرتبط هستند (مانند وقتی نگرانیم شروع می­شود، نمی­توانم جلوی آن را بگیرم).

3) اطمینان شناختی ضعیف (مانند ناتوانی در کنترل افکارم نشانه ضعف مناست)

4) خودآگاهی شناختی (مانند به نحوه کارکردن ذهنم توجه زیادی دارم)

5) باورهایی در مورد نیاز به کنترل افکار

طبق نمره گذاری مربوط به این پرسشنامه، نمره­ی بالا در  فراشناخت نشان دهنده اضطراب بالا می­باشد.  در پژوهش حاضر نیز اعتبار پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 73/0 برآورد شد.

پرسشنامه سوم نیز حاوی نگرش مذهبی است که از پرسشنامه براهنی(1383) برای این کار استفاده شد. این پرسشنامه دارای 30 سؤال است که میزان نگرش مذهبی دانش آموزان را ارزیابی می­کند و بر اساس مقیاس لیکرت نمره گذاری می­شود. جهت بررسی اعتبار پرسشنامه نگرش مذهبی از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شد که این ضریب برابر با 9/0 برآورد شد.

همچنین لازم به ذکر است که جهت بررسی روایی پرسشنامه­ها از روایی صوری استفاده شد که بدین منظور پرسشنامه­ها به تأیید متخصصین این حوزه رسید و قبل از اجرا تغییرات لازم داده شد.

در این پژوهش داده­های جمع­آوری شده از پرسشنامه­ها با استفاده از دو روش توصیف و تحلیل داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. در بخش نخست(توصیفی)از شاخص­های مرکزی و پراکندگی و نمودارها استفاده شد و در بخش دوم به منظور آزمون سؤال­های پژوهش از مدل آماری رگرسیون چند متغیره استفاده شد.

 

3-     یافته­های پژوهش

لازم به ذکر است که نرمال­بودن متغیرهای این پژوهش توسط نمودارهای هیستوگرام مورد بررسی قرار گرفت و شواهد نشان داد که این نمونه­ها از یک  توزیع نرمال تبعیت می­کنند. در ادامه ابتدا به بررسی ارتباط میان هر سه متغیر نگرش مذهبی والدین، شایستگی اجتماعی والد- فرزندی و فراشناخت هیجانی می­پردازیم و سپس سؤالات پژوهش را بررسی می­نماییم.

 

3-1- آزمون سؤالات پژوهش

در این بخش از مقاله با توجه به ماهیت متغیرها، سؤال­های پژوهش با استفاده از رگرسیون چندگانه مورد آزمون قرار می­گیرد.

سؤال 1.:آیا بین نگرش مذهبی والدین وشایستگی اجتماعی  والد- فرزندی  با فراشناخت هیجانی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه رابطه وجود دارد؟

بر اساس اطلاعات جدول 1، نگرش مذهبی خانواده تقریباً 3/16 درصد از تغییرات مربوط به فراشناخت هیجانی دانش­آموزان دختر را توجیه می­کند (163/0=2R). این رقم در خصوص شایستگی اجتماعی تقریباً به 1/3 درصد کاهش یافته است. همچنین محاسبات مربط به آماره­ی F نشان داد که مجذور همبستگی چند گانه درسطح 01/0 معنادار است (01/0p=؛ 103و 2df= ،4/12F=).

 

 

 

 

جدول 1.  آمار توصیفی مدل با استفاده از روش گام به گام(سوال 2)

مدل

متغیر های پیش بین

وارد شده در مدل

ضریب همبستگی

مجذور ضریب همبستگی

همبستگی

تعدیل شده

 

سطح

معنی داری

1

نگرش مذهبی والدین

404/0

163/0

155/0

163/0

01/0

2

نگرش مذهبی خانواده

شایستگی اجتماعی

441/0

195/0

179/0

031/0

05/0

همچنین با توجه به اطلاعات جدول 2 می­توان معادله رگرسیون بر اساس ضرایب استاندارد را به شرح زیر نوشت :

(شایستگی اجتماعی)181/0- (نگرش مذهبی خانواده) 364/0- = (Y)فراشناخت فراهیجانی پیش بینی شده

بر پایه مدل رگرسیون بالا می­توان گفت: با افزایش یک انحراف استاندارد در «نگرش مذهبی» و «شایستگی اجتماعی» به ترتیب به میزان 364/0 و 181/0 انحراف استاتدارد از «فراشناخت هیجانی» دانش آموزان دختر دوره متوسطه کاسته می­شود.

جدول 2.  ضرایب هر یک از متغیرها در مدل اندازه­گیری (2)

متغیر های وارد شده در مدل

مدل

B

انحراف استاندارد

ضرایب استاندارد شده متغیرها

(Beta)

t

سطح معناداری

 

نگرش مذهبی خانواده

شایستگی اجتماعی

1. عرض از مبداء

ضریب متغیر

ضریب متغیر

8/109

332/0-

435/0-

88/6

083/0

218/0

 

364/0-

181/0-

9/15

02/4-

2-

01/0

01/0

05/0

 

سؤال 2. آیا بین  نگرش مذهبی والدین وشایستگی اجتماعی والد- فرزندی  با فراشناخت هیجانی در دانش­آموزان پسر دوره متوسطه رابطه وجود دارد؟

چنانکه در جدول 3 ملاحظه می­شود، متغیر شایستگی اجتماعی به تنهایی تقریباً 2/23 درصد از تغییرات مربوط به فراشناخت هیجانی دانش­آموزان پسر را تبیین می­کند (232/0=2R). تقریباً 4/6 درصد از واریانس فراشناخت هیجانی دانش آموزان پسر، وابسته به نگرش مذهبی خانواده می­باشد. همچنین محاسبات مرتبط به آماره-ی F نشان داد که مجذور همبستگی چندگانه درسطح 01/0 معنادار است (01/0p= ؛94 و1 df= ،3/26=F).

جدول 3.  آمار توصیفی مدل با استفاده از روش گام به گام(سوال فرعی2)

متغیر های پیش بین

وارد شده در مدل

ضریب همبستگی

مجذور ضریب همبستگی

همبستگی

تعدیل شده

 

سطح

معنی داری

شایستگی اجتماعی

482/0

232/0

226/0

232/0

01/0

شایستگی اجتماعی

نگرش مذهبی خانواده

544/0

296/0

285/0

064/0

01/0

 

بر اساس داده های موجود در جدول4،  می­توان معادله رگرسیون را به شرح زیر نوشت :

(نگرش مذهبی خانواده)257/0- (شایستگی اجتماعی) 436/0- = (Y)فراشناخت فراهیجانی پیش بینی شده

یعنی با افزایش یک انحراف استاندارد در شایستگی اجتماعی و نگرش مذهبی خانواده، به ترتیب به میزان 436/0 و 257/0 انحراف استاندارد از فراشناخت هیجانی دانش­آموزان پسر دوره متوسطه کاسته می­شود.

جدول 4. ضرایب هر یک از متغیرها در مدل اندازه گیری(سؤال 3)

متغیرهای وارد شده در مدل

مدل

B

انحراف استاندارد

ضرایب استاندارد شده متغیرها

(Beta)

t

سطح معناداری

 

شایستگی اجتماعی

نگرش مذهبی خانواده

1. عرض از مبداء

ضریب متغیر

ضریب متغیر

06/110

006/1-

242/0-

7/5

176/0

072/0

 

436/0-

257/0-

2/19

4/5-

7/3-

01/0

01/0

01/0

 

سؤال 3: آیا رابطه شایستگی اجتماعی  والد – فرزندی و نگرش مذهبی خانواده با فراشناخت هیجانی در دانش اموزان دختر و پسر متفاوت است؟

سؤال 3 پژوهش نیز با استفاده از رگرسیون چند متغیره پاسخ داده شد که خلاصه محاسبات مربوط به آن در جدول 5 نشان داده شده است:

 

جدول 5.  ضرایب متغیرها ی وارد شده در مدل اندازه گیری

مدل

متغیر های وارد

شده در مدل

R2

(Beta)

t

سطح

معناداری

1

نگرش مذهبی خانواده* جنس

شایستگی اجتماعی * جنس

036/0

115/0

608/0

505/0-

5/5

5/4-

01/0

01/0

 

چنانکه در جدول 5 ملاحظه می­شود، میزان R2 و Beta مشاهده شده هر دو متغیر در سطح 01/0 معنی دار است. بنابراین می­توان سؤال صفر را در سطح 01/0 رد کرده و با 99 درصد اطمینان گفت رابطه بین شایستگی اجتماعی و نگرش مذهبی خانواده با فراشناخت هیجانی در دانش اموزان دختر و پسر تفاوت معنی­داری وجود دارد.

 

4-    بحث و نتیجه گیری

پیشرفت­های شگرف در فناوری و سرعت تغییر در دنیایی که در آن زندگی می­کنیم انسان را بر آن می­دارد که توجه بیشتری به نظام آموزشی و تعلیم و تربیت خانواده نماید و شرایطی را فراهم کند تا فرزندان بتوانند حداکثر توانایی بالقوه خود را پرورش دهند و در جهت رسیدن به شایستگی­های اجتماعی که برای آن­ها طراحی شده، تلاش نموده و موفق شوند. شایستگی اجتماعی بین والد – فرزندی در فرآیند رشد متحول می­شود. رفتارهای اجتماعی بزرگسالان از فرایندهای اجتماعی شدن دوره کودکی ریشه می­گیرد. بنابراین نوع روابط فرزندان با والدینشان در محیط خانه و در جمع خانوادگی تأثیر مستقیمی در روابط خارج از محیط خانه آن­ها دارد. سازگاری و روابط متقابل صحیح در کانون خانه، به تبع به شایستگی­های اجتماعی بالا منجر می­شود. افرادی که در بیان انگیزه­ها، احساسات، هیجانات، عقاید و نگرش­هایشان در خانواده موفق­تر عمل می­کنند می­توانند تأثیر مطلوب­تری بر دیگران در محیط اجتماعی بگذارند و ارتباط سازنده­ای با دیگران داشته باشند(ابوالقاسمی و همکاران،1390).

یکی از موضوعات مهمی که متأثر از هر دو عامل محیط اجتماعی و خانواده  بر فرزندان است، مسأله نگرش های مذهبی و فراشناخت هیجانی است که تحت تأثیر خانواده و والدین صورت می­گیرد. یعنی هرچه نگرش مذهبی و شایستگی اجتماعی را در افراد تقویت کنیم بعد فراشناخت هیجانی که در این پژوهش اشاره به نگرانی و اضطراب دارد را می­توانیم کاهش دهید. از طرفی شیوه تربیتی اقتدارمنش موجب پیشرفت شایستگی اجتماعی و مهارت در برقراری روابط اجتماعی فرزندان می­شود(هنریکسون، 2006).

4-1- تفسیر یافته­های پژوهش

توصیف نتایج نشان داد، میزان فراشناخت هیجانی دانش آموزان پسر(46/81) ، بالاتر از دانش آموزان دختر(75/76) بود. به عبارت دیگر میزان هیجانات اضطرابی دانش­آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر می­باشد. همچنین نتایج نشان داد میانگین شایستگی اجتماعی در دانش آموزان دختر(14/12)، بیشتر از دانش آموزان پسر(12/9) برآورد شده است. یعنی رفتارهای مشاجره آمیز بین والدین و فرزندان دختر، کمتر از فرزندان پسر می­باشد. از طرفی نگرش مذهبی درخانواده دانش آموزان دختر(07/84) اندکی بالاتر از خانواده دانش­آموزان پسر (80) به دست آمد. البته شایان ذکر است که در این پژوهش 7/54 درصد از افراد گروه نمونه را دانش آموزان پسر تشکیل می­دادند و این رقم در مورد دانش آموزان دختر 3/45 درصد بود.

در تبیین این فرضیات می­توان بیان کرد که: شایستگی اجتماعی در برگیرنده عواملی چون خود – آگاهی، آگاهی اجتماعی، مدیریت خود، مهارت­های ارتباطی و مسؤولیت تصمیم گیری است. هسته مرکزی شایستگی اجتماعی مهارت­های ارتباطی است زیرا از طریق مهارت ارتباطی مؤلفه­های دیگر آن کسب می­شود. کانون خانواده یکی از نهادهای اصلی آموزش و شکل دهی مهارت­های ارتباطی مؤثر می­باشد. بنابراین اگر خانواده بعد معنویت را در این روابط بین افراد تقویت کند به نسبه بر روی شایستگی تأثیر گذاشته است چرا که هرچه نگرش مذهبی قوی باشد فرد شایستگی اجتماعی بالاتری کسب خواهد کرد. از طرفی داشتن شایستگی اجتماعی در سطح نرمال و یا بالا می­تواند نحوه مقابله با شرایط ناخوشایند را به طور مؤثر در فرد تقویت کند. شایستگی اجتماعی بالا باعث کاهش فراشناخت هیجانی (اضطراب ) خواهد شد. در زمینه تعامل اجتماعی، رفتارهای کلامی و غیر کلامی نقش مؤثری دارند. رفتارهای غیرکلامی از جمله حالات چهره، کیفیت صدا، سرعت کلام، هیجانات مختلف و .... به طور کلی آگاهی از رفتارهای غیرکلامی و هیجانات نقش مهمی در ایجاد ظرفیت­های شایستگی اجتماعی و توانمندی فرد ایفا می­کند و در خلال تعامل اجتماعی است که فرد، شایستگی­های خود را نشان می­دهد. پس دانش ارتباط غیر کلامی فرد را توانا می­سازد تا انتظارات، افکار، احساسات، هیجانات دیگران را درک کنداز طرفی نارسایی در رفتارهای غیر کلامی منجر به برداشت و تفسیر نادرست می­شود و فرد را به سمت پرخاشگری ، اضظراب و افسردگی می­کشاند که این خود به نوعی روی مؤلفه­ی مدیریت خود در شایستگی اجتماعی تأثیر منفی می­گذارد به گونه­ای که فرد، نتواند عواطف خود را تنظیم و رفتارهای تکانه­ای خود را کنترل کرده و عواطف خود را به شیوه­ی مناسب و اجتماع پسند ابراز کند. بنابراین داشتن شایستگی اجتماعی بالا خود می­تواند انواع فراشناخت های هیجانی منفی از قبیل اضطرب را کاهش دهد.

این نتایج با یافته­های یاوری(1385)؛ ایگل و همکاران[16](2009)؛ آرگیل[17](2009) و گورمن[18](2005) ترجمه نریمانی و دگرماندروق(1387)، همخوانی دارد. از طرفی بیرامی(1386) نشان داد که مذهبی بودن با کاهش تمایلات خودکشی، رضایتمندی از زندگی ، برخوردها و روابط اجتماعی و ... همخوانی دارد. همچنین هنریکسون و هاکر[19](2006)، اظهار می­دارد که شیوه تربیتی اقتدارمنش موجب پیشرفت شایستگی اجتماعی و مهارت در برقراری روابط اجتماعی فرزندان می شود. همچنین یافته­ها نشان داد که اگرچه هر دو متغیر شایستگی اجتماعی و نگرش مذهبی خانواده در کاهش اضطراب دانش­آموزان موثر است، اما در دانش­آموزان دختر نقش نگرش مذهبی خانواده بیشتر از شایستگی اجتماعی بود. در حالیکه در دانش­آموزان پسر نقش شایستگی اجتماعی در کاهش اضطراب، بیشتر از نگرش مذهبی خانواده بود. نتایج این پژوهش با یافته  لوونتال و همکاران[20](2007) همخوانی دارد.

 

4-2- پیشنهاد بر اساس نتایج پژوهش

1-    با توجه به اینکه رفتارهای غیرکلامی از اصول ایجاد و تقویت شایستگی اجتماعی است استفاده صحیح و مناسب از رفتارهای غیرکلامی با توجه به موقعیت­های گوناگون به افراد آموزش داده شود.

2-    به دلیل اهمیت شایستگی اجتماعی در کاهش فراشناخت هیجان، راه­های شکل گیری و تقویت این متغیر آموزش داده شود.

3-    نحوه مقابله با موقعیت­های پراسترس زندگی در مقاطع گونانگون بصورت آزمایشی آموزش داده شود.

برای تحقیقات آتی پیشنهاد می­شود راه­های بهبود شایستگی اجتماعی به دلیل نقش و اهمیت آن در ابعاد مختلف زندگی در پژوهشی آزمایشی به تصویر کشیده شود.

فهرست منابع

1. ابوالقاسمی، عباس،  جمالویی، حسن رضایی، نرمیانی، محمد و زاهد بابلان، عادل، (1390)، مقایسه شایستگی اجتماعی و مؤلفه­های آن در دانش­آموزان دارای ناتوانی یادگیری و دانش­آموزان دارای پیشرفت تحصیلی پایین، متوسط و بالا،  مجله ناتوانی­های یادگیری، دوره­ی 1، شماره­ی 1/23- 6.

2. بنی­اسدی، حسن و باقری، مسعود، (1390)، دانش ارتباط غیر کلامی و شایستگی اجتماعی،  مقاله اندیشه و رفتار، دوره­ی پنجم، شماره­ی 20، صص 24-36.

3. بهرامی، فاطمه و رضوان، شیوا، (1388)، رابطه افکار اضطرابی با باورهای فراشناختی در دانش­آموزان دبیرستانی مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، مجله روانپزشکی و روان شناسی بالینی ایران، سال سیزدهم: شماره  3 ، صص 249- 255.

4. بیابانگرد، الف، (1387)، تحلیلی بر فراشناخت و شناخت درمانی، تازه­های علوم شناختی، سال چهارم، شماره 4، صص 13-25.

5. بیرامی، منصور، (1386)، مقایسه سلامت عمومی و خودکارآمدی دانشجویان دارای عقاید مذهبی بالا با دانشجویان دارای عقاید مذهبی پایین. پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد، دانشگاه تبریز .

6. پارسایی، عین­اله، (1389). رابطه سبک­های فراهیجانی والدین با خودکارآمدی و هوش عاطفی دانش آموزان دوره متوسطه، مجله علمی پژوهشی علوم رفتاری، 6(3)، صص 17-29.

7. سامانی، سیامک و لطیفیان، مرتضی، (1387)، بررسی تأثیر اعتقاد به ارزش­های مذهبی و جمع­گرایی بر خودکنترلی هیجانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.

8. شریفی، طیبه، (1388)، بررسی رابطه نگرش دینی با سلامت عمومی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و شکیبایی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز، پایان نامه کارشناسی ارشد گرایش روان شناسی عمومی. دانشگاه اهواز.

9. گورمن، جین. چنگ، (1387)، اختلالات هیجانی و ناتوانی­های یادگیری در کلاس­های ابتدایی، ترجمه : محمد نرمانی و ناصر دگر ماندروق، چاپ اول، اردبیل: انتشارات نیک آزمون،(تاریخ انتشار به زبان اصلی2005).

10. یاوری، فاطمه، (1385)، تأثیر فیلم­های معناگرا با توجه به شاخص­های شخصیتی بر نگرش مذهبی و احساس معنابخش­بودن زندگی در دانشجویان کارشناسی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.

 

 

11. Antonietti, A.; Colombo,  B. &  Lozotsev  Y.(2008).  Undergraduates’  meta cognitive knowledge  about  the  psychological  effects  of  different  kinds  of  computer supported instructional tools. Computer Human Behavior, 24(5), Pp: 72-98.

 

12. Argyl, M. (2009). Psychology and Religion, an Introduction, (first edition). San Francisco: Jossey-Bass.

 

13. Bacow, T; Pincus, DB.; Ehrenrieiche, J. & Brody, L.(2009). The meta cognitions questionnaire for children: Development and validation in a clinical sample of children and adolescents with anxiety disorders. Journal of Anxiety Disorders, 23(6), Pp: 727–736.

 

14. CarinNeitzel, A. and Dopkins,S.(2009). Parenting behaviour during child problem solving: The roles of child temperament, mother education and personality, and the problem-solving context. International Journal of Behavioral Development,28 (2),Pp:166–179.

 

15. Chau-kiu,C. & Tak-yan, L. (2010). Improving social competence through character education. Department of Applied Social Studies, City University of Hong Kong. Journal of Evaluation and Program Planning, 33 (4), Pp:255–263.

 

16. Egall, E.; Kroll, J.; Carry, K.; Johnson, M & Erickson, P. (2009). personality scale and religiosity in a US outpatient sample. Personality and Individual Difference Journal, 37(4), Pp: 1023- 1031.

 

17. Ferraro, K. F & Kelly-Moor, J.A. (2008). Religious consolation among men and women: Do health problem spur seeking?. Journal of Scientific Study in Religion, 39(2),Pp:220-234.

 

18. Henricson, C and Rocker, D.(2006). Support for the parents of Adolescents: a review. Journal of Adolescence,23(3),Pp:763-783.

 

19. Henricson, C. and Rocker,D.(2006). Support for the parents of Adolescents: a review. Journal of Adolescence,23(3), Pp:763- 783.

 

20. Katz, L. F.(2011). Parental meta-emotion philosophy in families with conduct-problem children: link with peer relations. Journal of abnormal child psychology,32(4), Pp:385-399.

 

21. Loewenthal, K. M; Macleod, A. K & Cinnirella, M. (2007). Are women more religious than men? Gender differences in religious activity among different religious group in the UK. Personality and Individual Differences, 32(4),Pp:133-139.

22. Marcantonio, M; Spada,G. and Adrian Wells. (2010). The Relationship among Meta cognitions, Attention Control, and State Anxiety. School of Human and  

Life Sciences, Roe Hampton University, Whitelands College, London: United Nation.



 

 

 

[4]-Guttman.

[5]-Marcantonio.

[6]-Leahy

[7]-Katz.

[8]-Semrud-Clikeman.

[9]-Halberstadt, Denham &Dunsmore.

[10]-Christensen & et al

[11]-CarinNeitzel and Dopkins.

[12]-Bacow

[13]-Argyl.

[14]-Ferraro & Kelly-Moor.

[15]-Wells and Cartwright

[16]-Egall & etal.

[17]-Argyl.

[18]-Gorman.

[19]-Henricson and Rocker.

[20]-Loewenthal and et al.