A Study of the Effect of Family Structure (Satisfactoriness) on Social Participation of Students (A Case Study of Payame Noor University, Hamedan Branch)

Document Type: Original Article

Authors

1 PhD student in sociology, I.A.U, Central Tehran Branch, Iran

2 Faculty Member of I.A.U, East Tehran

Abstract

This study attempts to reveal the effect of family structure on social participation of  Payame Noor university students, it consists of 339 students. The theoretical framework of this investigation is based on two hypotheses. Hegen personality structure theory and Parsons action theory.  One hypotheses is on satisfactoriness in the family structure were based on personality structure theory and also two hypotheses in regard with tendency toward wisdom and hope for future based on Parson's action theory is involved. The main problem of social participation is that it is successive and periodic as to how social participation is high in one period and low in another one and also it could be stated that our society is of low social participation which results from several factors: the most important one is the order (discipline) of family structure. Since family is the founder of society and also the first center for children socialization. In this way, after theoretical discussion and data collection using Spss software , the researcher analyzed the data using two coefficient methods of Pearson and variance analysis in linear regression. The result obtained from this investigation indicates that the more the satisfaction of the family, the more the social participation of the students , that is , there is a positive and strong relationship between family satisfaction and the degree of social participation
 

Keywords


    محمدباقر تاج­الدین2    

 

چکیده:

مسأله اصلی مشارکت اجتماعی در جامعه تواتری و دوره­ای­بودن آن است، می­توان بیان داشت که جامعه ما از مشارکت اجتماعی در سطح پایینی برخوردار است که این خود از چندین عامل پیروی می­کند که یکی از مهمترین آنها نظام ساختار خانواده است چراکه خانواده پایه­گذار جامعه و همچنین اولین کانون اجتماعی­کردن فرزندان است. در تحقیق حاضر به بررسی تأثیر ساختار خانواده بر مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه پیام­نور همدان در بین نمونه 339 نفری به روش پیمایشی پرداخته شده است. چهارچوب نظری در این پژوهش ترکیبی از دو نظریه ساختار شخصیتی هیگن و همچنین نظریه کنشی پارسونز شکل گرفته است. بدین سان پس از انجام بحث نظری و همچنین جمع­آوری اطلاعات، از طریق نرم­افزار  SPPSبه تحلیل داده­ها از دو روش همبستگی پیرسن و تحلیل واریانس در رگرسیون خطی پرداخته شده است، نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از این است که هرچه اقناع­گرایی خانواده افزایش می­یابد بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان افزوده می شود.

 

 

کلید واژه: ساختار خانواده، مشارکت اجتماعی و اقناع­گرایی.

 

 

 

 

 

 

 


1-    مقدمه

خانواده به عنوان اولین نهاد مسؤول در تربیت افراد جامعه و نگرش و عملکرد آنها تأثیری مسلم و فراگیر دارد .از نظر گی­روشه(1369) و گیدنز(1376) شکل ارتباطات والدین، به عنوان الگوی مشخص بر روند شکل­گیری شخصیت فرزندان عمل کرده و به عنوان یک نظام کارکردی در سطوح کلان، میانی و خرد با کارکردهای افزایش ثبات اجتماعی، تقویت روحی همبستگی وکاهش تعارضات گروهی، از بین­بردن فرهنگ حاشیه­نشینی، شکوفایی استعدادها و بروز خلاقیت، بسط ارزش­های دموکراتیک، سهیم­شدن در منابع قدرت و تقویت روحیه مسؤولیت­پذیری همراه است].رهنما با تأکید بر نقش کلیدی مشارکت در توسعه انسان محور، چهارکارکرد شناختی، اجتماعی، سیاسی و ابزاری برای مشارکت قائل است[(رهنما،1999: 2 – 121).

کالینز با  نقد دیدگاه کارکردگرائی پیرامون حفظ تقسیم کار سنتی بین زنان و مردان بدون توجه به ساختار قدرت نابرابر وامتیازات وارزش­گذاری­های متفاوت این موقعیت­ها سهمی در تقویت باز تولید این نابرابری­ها دارد، معتقد است خانواده نیز چون سایر نهادها، ساختاری از قدرت و سلطه است که موجب تقویت بسیاری از نابرابری­ها می­شود. در هریک از نقش­های جنسیتی خانواده میزان زیادی از تسلط جنس مرد و زن در زمینه شغلی، انجام کارها و عمل جنسی، لذت جنسی دیده می­شود. او پس از تشریح نابرابری در صدد تبیین آنها بر می­آید. از نظر وی دو دسته از عوامل وجود دارد که به تفاوت­هایی در الگوی جنسی منجر می­شوند:

الف )  اعمال فشار و مناسباتی از قدرت توسط سازمان­های اجتماعی

ب)  موقعیت بازار کار زنان و مردان

زمانی استفاده­ی مشخص از قشار محدود می­شود که یک بازار کار برای برابری­های جنسیتی یا از سایر منابع مشخص ظهور کند. در چنین شرایطی زنان می­توانند از برابری­های جنسیتی یا از سایر منابع(مثل خانوادگی، دانش، مهارت­های اجتماعی یا حرفه­ای، مالکیت و سایر موارد) برای چانه­زنی بر سر منزلت، پاداش، مشارکت اجتماعی و خشونت اجتماعی استفاده کنند (کالینز،1993).

این مسأله که توزیع قدرت در خانواده و میزان برخورداری هریک از زوجین و فرزندان از قدرت چگونه است و الگوی تصمیم­گیری (حاکمیت پدر، حاکمیت مادر و یا ....) به چه صورت است ساخت قدرت در خانواده را مشخص می­کند. سیدائیوس دپنا ساخت تصمیم­گیری در خانواده را در سه مقوله دسته بندی کرده­اند:

الف )  خانواده­هایی که در آنها پدر بیشترین قدرت تصمیم­گیری را دارد.

ب ) خانواده­هایی که در آنها مادر بیشترین قدرت تصمیم­گیری را دارد.

پ )  خانواده­هایی که در آنها قدرت تصمیم­گیری بطور یکسان میان پدر و مادر تقسیم شده است(سیدائیوس  دپنا،5:2002).

مفهوم قدرت در خانواده چندان شفاف نیست، درباره­ی مفهوم­سازی ابعاد قدرت در خانواده از سوی نظریه پردازان اجماع کامل وجود ندارد، با وجود این اختلاف نظری، بسیاری از محققین در تحقیقات سوای اختلافات لغوی وجه تصمیم­گیری 1 را به عنوان مصداق مفهوم قدرت در خانواده  به کار می­برند. وقتی سؤال می­شود چه کسی اعمال قدرت می­کند، این امر به طور اخص متوجه تصمیم­گیری­ها در خانواده است(السون،547:1969).

فزون­تر اینکه در شاخص قدرت میان زن و شوهر و تصمیم­گیری می­تواند مشخص­کننده­ی میزان  پدرسالاری در خانواده  نیز محسوب گردد(بات و همکاران،151:1370).

این پژوهش در صدد است به این پرسش پاسخ دهد که ساختار خانواده(اقناع­گرا) چه تأثیری بر مشارکت اجتماعی دانشجویان دارد؟

 

2- بیان مسأله

 فرآیند مشارکت با تغییرات اجتماعی حاصل از صنعتی­شدن و مدرنیته، تأثیر شایانی بر ساختار خانواده و جایگاه اعضای آن داشته است. دگرگونی­های اجتماعی و تحول در الگوهای زندگی جوامع شهری و ورود زنان به اجتماع، موجب تغییر و تحول در نگرش افراد درتوزیع نقش­ها وبه تبع آن توزیع قدرت در خانواده شده است[( مهدوی و صبوری،1382: 29).

از منظر جامعه­شناسی مشارکت می­تواند شکل­ها و درجات گوناگون داشته باشد. نظریه­های همکاری، همیاری، همبستگی، انطباق، سازگاری، پذیرش، انقیاد و شیفتگی، ایفای نقش اجتماعی و انجام وظایفی که با این نقش­ها ملازمت دارند، مبین مشارکت معمولی و ارتجاعی گونه(بدیهه، در حال) در حیات اجتماعی  است ایفای این نقش­ها تجلی اراده انسانها جهت تعلق به جمع و یکپارچگی و یگانگی با آن است(بیرو، 1963: 257).

 گسترش تحصیلات عالی در بین زنان و افزایش نسبت شهرنشینی، تغییرات گسترده­ای رادر نظام روابط سنتی ایران به دنبال داشته است. زنانی که توانسته­اند در بیرون از محیط خانه، به اشتغال بپردازند، به طورنسبی به استقلال مالی دست یافته­اند. حضور زنان در عرصه­های اجتماعی و تأمین مالی بخشی از هزینه­های خانواده از درآمد زنان، قدرت چانه­زنی آنها را در خانواده بالاتر برده است .تجربه­های مشارکتی زنان در امور خانوادگی بدون اعمال قدرت یک جانبه از سوی مردان، عرصه را برای افزایش قابلیت­های آنها به منظور مشارکت هرچه بیشتر در اجتماع فراهم آورده است. ازسوی دیگر، این امر به پذیرش جایگاه­های متفاوت اعضای خانواده نسبت به گذشته در ذهن مردان منجر شده است. به طوری که مردان واگذاری بخشی از قدرت مطلقه­ی خود را درخانواده به زنان کاملاً پذیرفته­اند و خود نیز درامور داخلی خانه که به طور سنتی مخصوص زنان بود، مشارکت فعال دارند. نظر به اینکه مشارکت اجتماعی عامل تقویت همبستگی در شبکه­های اجتماعی است، اهمیت و کاربرد آن  پررنگترشدن حضور افراد در فعالیت­ها و تصمیم­گیری­های اجتماعی است که در بلندمدت موجب تعمیق روابط بین اعضای جامعه، افزایش احساس یگانگی، سعه­ی صدر و تسامح و تساهل می­گردد  و درنتیجه به توسعه نهادهای مدنی و دموکراتیک خواهد انجامید. تعصبات قومی و قبیله­ای کاهش یافته و سنت­های ریشه­دار محلی به سوی عام­نگری هدایت و در صورت لزوم به نفع هنجارهای دموکراتیک اصلاح خواهد شد. وانگهی می­توان انتظار داشت که بسیاری از اموری که اکنون دولت متصدی انجام آن است در قالب فعالیت­های اجتماعی توسط خود مردم اداره شده و در عمل هم حجم دولت کاهش یافته و هم افراد از طریق سامان­دادن به این امور دین خود را به کلیت اجتماع ادا نمایند.

رشن(1974) در کتاب خود تحت عنوان بنیانهای روانشناختی مشارکت در توضیح این تئوری معتقد است که انسان طبق اصل حسابگرانه درصدد کاهش هزینه­ها و افزایش پاداش (سود) می­باشد. طبق تئوری مبادله­ی مشارکت، مشارکت همانند یک بازار است که  در آن افراد تصمیماتی را برای کسب سود بیشتر ( پاداش) با هم مبادله می­کنند. رشن در توضیح این تئوری معتقد است ایده­ی پاداش برای تئوری مبادله هم در حوزه اجتماعی و هم سیاسی اهمیت اساسی دارد.

بر اساس این دیدگاه افراد در فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی شرکت می­کنند که بتوانند در مشارکت خود بتوانند سه اصل زیر را تحقق بخشند:

1- افزایش پاداش و کاهش هزینه­ها

2- معقولانه­بودن دستورالعمل­های دولتی نسبت به هر قاعده­ی  دیگر از این نظر که سود و زیان آن قابل براورد و قابل قبول باشد

3- تسهیلات و امکانات دولتی ( عمومی) از نظر مقدار ، کیفیت و توزیع ثابت باشد.

السون معتقد است که انتخابات و شرکت فراد در آن بر منافع افراد تأثیر دارد و کنشگران علاقمند هستند بر نتایج انتخابات تأثیر گذارند چراکه مشارکت همچون بازاری است که هر دو طرف خریدار و فروشنده طبق اصل اول و بدیهی اقتصادی ( کسی حداکثر سود ) با هم رفتاری حسابگرانه دارند از نظر السون مداخله و مشارکت افراد در مسائل سیاسی و اجتماعی و صرفاً  برای تأمین بخشی از نیازهای خود می­باشد در الگوی السون و رشن عقلانیت در تبیین مشارکت نقش بسیاری دارد( رشن ، 1974).

 

3- بیان نظری پژوهش

پارسونز ارگانیسم رفتاری را، دارای سه گرایش هنجاری ارزیابی و ادراکی یا شناختی است، نخستین منشا کنش می­داند، ارگانیسم وسیله­ای که انسان به وسیله آن با محیط ارتباط پیدا می­کند و کارکرد آن فراهم­کردن عوامل تطابق انسان با محیط است. به نظر پارسونز، به دلیل اینکه نوزاد انسان در یک نظام فرهنگی متولد می­شود این ارگانیسم در برخورد با فرهنگ و پذیرش مجموعه­ی باورها، ارزش­ها و هنجارهای نظام فرهنگی انها را درونی می­کند(از طریق زندگی در میان اعضای خانواده، کسب تحصیلات در گروه­های آموزشی، یادگیری باورها و ارزش­ها درباره­ی فایده­های مشارکت در امور اجتماعی و همکاری و از این دست مفاهیم) و با درونی­شدن ارزش­ها و هنجارها، نظام شخصیتی شکل می­گیرد، که کارکرد آن هدف­یابی است. وقتی نظام شخصیتی شکل گرفت، دیگر انسان نه از ارگانیسم بلکه از شخصیت خود پیروی می­کند و شخصیت بر ارگانیسم مسلط می­شود(روشه،1377). بر اساس نظریه پارسونز افراد مشارکت جو دارای و یژگی­هایی چون عام­گرایی، فعال­گرایی، خردگرایی و امید به آینده­اند(روشه ،1477: 191).

هیگن نیز از جمله صاحب­نظرانی است که تحولات انواع جوامع سنتی و مدرن را بر حسب ساختار شخصیتی افراد آن جوامع تعیین کرده است، به نظر وی نقطه آغازین تربیت و اجتماعی­شدن کودک نقش زیادی در رفتار او در بزرگسالی دارد به گونه­ای که ممکن است مانع نوآوری یا پذیرش نوآوری شود، از دیدگاه او ایستایی و سکون جوامع سنتی معلول شیوه تربیتی خشک واطاعت آمیز در دوران کودکی است که توام با تنبیهات سخت برای کسانی است که دستورات را مراعات نمی­کند همراه است. وی معتقد است((سرمایه­گذاری در دوران کودکی بجای اینکه معطوف به سکون، اطاعت و فعالیت­های باز دارنده باشد، باید مشوق کار، فعالیت و خلاقیت باشد(هیگن،1962). بنابراین نوع روابط میان نقش­های مختلف در خانوده و به تبع آن تفوق هر یک از گونه­های ساخت قدرت و یا شیوه­های تربیتی (استبدادی، دمکراتیک، ...) منجر به بروز رفتارهای متفاوت از سوی فرزندان در عرصه­های اجتماعی خواهد شد.((در بررسی مطالعات خانواده، روابط خانوادگی و چگونگی تربیت فرزندان در جوامع مختلف بر روی چگونگی تبدیل موجودات انسانی به موجودات اجتماعی متمرکز بوده­اند و تأثیر تجربه­های دوران کودکی بر روی سرنوشت آینده انسان را مطرح می­نمایند... چگونگی برخورد والدین با کودک زمینه­ساز شخصیت انسان است))(اعزازی،1367 :63).

 

4- فرضیه­های پژوهش

فرضیه اصلی در تحقیق بررسی تأثیر ساختار خانواده(اقناع­گرا) بر مشارکت اجتماعی دانشجویان(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه پیام نور همدان) می­باشد، که در خلال  این پژوهش فرضیه­های دیگری با توجه به چارچوب نظری بررسی می­شود که به شرح ذیل می­باشد:

1-    بررسی تأثیر خردگرایی ساختارخانواده­ها بر مشارکت اجتماعی دانشجویان.

2 -بررسی تأثیر امید به آینده ساختار خانواده­ها بر مشارکت اجتماعی دانشجویان.   

4-1- آزمون فرضیه‌ی اول

4-1-1- فرضیه‌ی آماری

فرضH0: به­نظر می­رسد اقناع گرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری ندارد.

فرضH1: به­نظر می­رسد اقناع گرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری دارد.

 

جدول  بررسی سنجش همبستگی بین شاخص‌ اقناع­گرایی خانواده­ها با مشارکت اجتماعی دانشجویان با استفاده  از آزمون همبستگی پیرسون

متغیرها

میانگین

خطای استاندارد

تعداد

مقدارP

میزان همبستگی(r)

مشارکت اجتماعی

04/17

166/4

 

339

 

001/0

 

271/0

اقناع گرایی خانواده­ها

71/19

083/3

 

طبق اطلاعات جدول مقادیرP محاسبه­شده(05/0<001/0) کمتر از حد استاندارد می‌باشند که نشانگر پایین­بودن­‌ میزان­ خطا در اندازه‌گیری‌ است و از سوی دیگر ‌‌میزان ­همبستگی(271/0) نیز نشانگر وجود همبستگی بین این دو متغیر می‌باشد. بنابراین فرض H0 رد و فرض H1 تأیید می‌گردد. یعنی می‌توان نتیجه گرفت که بین اقناع‌گرایی خانواده‌ها و مشارکت ‌اجتماعی آزمودنی‌ها، همبستگی قوی و معناداری وجود دارد و با افزایش میزان اقناع‌گرایی خانواده‌ها، مشارکت ‌اجتماعی دانشجویان افزایش می‌یابد.

این فرضیه همچنین توسط آزمون تحلیل واریانس در رگرسیون خطی، مورد سنجش قرار گرفته و نتایج به دست آمده، به قرار زیر بوده است:

جدول  سنجش ‌تفاوت مشارکت اجتماعی دانشجویان در سطوح مختلف میزان اقناع­گرایی خانواده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه

منابع تغییرات

درجه‌ی آزادی

مجموع مربع انحرافات(SS)

میانگین مربع انحرافات(MS)

 

مقدارF

سطح اطمینان

(P.Value)

بین گروهی

1

127/430

124/430

 

664/26

 

001/0

درون گروهی

337

213/5436

131/16

کل

338

3366/5866

 

   بر اساس اطلاعات جدول بر اساس مقدارF  موجود در جدول مقادیر بحرانی در درجات آزادی1 و 337(86/3) که از مقدارF به­دست آمده(664/26) کوچکتر می‌باشد و نیز از آنجایی که نمره‌ی P به دست آمده (001/0)، کوچکتر از مقدار استاندارد(05/0)، می‌باشد(05/0P<)، بنابراین می‌توان در سطح معنی‌داری 05/0 نتیجه گرفت که تفاوت بااهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان، در سطوح گوناگون شاخص اقناع‌گرایی خانواده آنان وجود دارد. به بیان دیگر، می‌توان نتیجه­ی به­دست آمده آزمون همبستگی پیرسون را پذیرفت. یعنی: اقناع­گرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معنادار مثبت دارد.

 

       4-2- آزمون فرضیه‌ی دوم

4-2-1- فرضیه‌ی آماری

فرضH0: به­نظر می­رسد خردگرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری ندارد.

فرضH1: به­نظر می­رسد خردگرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری دارد.

جدول  بررسی سنجش همبستگی بین شاخص‌ خردگرایی خانواده­ها با مشارکت اجتماعی دانشجویان

 با استفاده  از آزمون همبستگی پیرسون

متغیرها

میانگین

خطای استاندارد

تعداد

مقدارP

میزان همبستگی(r)

مشارکت اجتماعی

04/17

166/4

 

339

 

001/0

 

316/0

خردگرایی خانواده

66/12

744/1

 

طبق اطلاعات جدول، مقادیرP محاسبه­شده(05/0<001/0) کمتر از حد استاندارد می‌باشند که نشانگر پایین­بودن­‌ میزان­ خطا در اندازه‌گیری‌ است و از سوی دیگر ‌‌میزان ­همبستگی(316/0) نیز نشانگر وجود همبستگی بین این دو متغیر می‌باشد. بنابراین فرضH0 رد و فرضH1 تأیید می‌گردد.

 یعنی می‌توان نتیجه گرفت که بین خردگرایی خانواده­ها و مشارکت اجتماعی آزمودنی­ها، همبستگی قوی و معناداری وجود دارد و با افزایش میزان خردگرایی خانواده­ها، مشارکت اجتماعی دانشجویان افزایش می‌یابد.

 این فرضیه همچنین توسط آزمون تحلیل واریانس در رگرسیون خطی، مورد سنجش قرار گرفته و نتایج به دست آمده، به قرار زیر بوده است:

 

جدول سنجش ‌تفاوت مشارکت اجتماعی دانشجویان در سطوح مختلف میزان خردگرایی خانواده­هابا استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه

 

منابع تغییرات

درجه‌ی آزادی

مجموع مربع انحرافات(SS)

میانگین مربع انحرافات(MS)

 

مقدارF

سطح اطمینان

(P.Value)

بین گروهی

1

426/587

426/587

 

501/37

 

001/

درون گروهی

337

911/5278

664/15

کل

338

336/5866

 

بر اساس اطلاعات جدول بر اساس مقدارF موجود در جدول مقادیر بحرانی در درجات آزادی 1 و 337(86/3) که از مقدارF به­دست آمده(501/37) کوچکتر می‌باشد و نیز از آنجایی که نمره‌یP به دست آمده (001/0)، کوچکتر از مقدار استاندارد(05/0)می‌باشد(05/0P<)، بنابراین می‌توان در سطح معنی‌داری 05/0 نتیجه گرفت که تفاوت بااهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان، در سطوح گوناگون شاخص خردگرایی خانواده آنان وجود دارد. به بیان دیگر، می‌توان نتیجه­ی به­دست آمده آزمون همبستگی پیرسون را پذیرفت. یعنی:

خردگرایی بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معنادار مثبت دارد.

 

4-3- آزمون فرضیه‌سوم

4-3-1- فرضیه‌ی آماری

فرضH0: به­نظر می­رسد امید به­آینده ساختار خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری ندارد.

فرضH1: به­نظر می­رسد امید به­آینده ساختار خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معناداری دارد.

جدول بررسی سنجش همبستگی بین شاخص‌ امید به آینده ساختار خانواده­ها با مشارکت اجتماعی دانشجویان با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون

متغیرها

میانگین

خطای استاندارد

تعداد

مقدارP

میزان همبستگی(r)

مشارکت اجتماعی

04/17

166/4

 

339

 

001/0

 

333/0

امید به آینده ساختار خانواده

81/12

754/3

طبق اطلاعات جدول، مقادیرP محاسبه­شده(05/0<001/0) کمتر از حد استاندارد می‌باشند که نشانگر پایین بودن­‌ میزان­ خطا در اندازه‌گیری‌ است و از سوی دیگر ‌‌میزان ­همبستگی(333/0) نیز نشانگر وجود همبستگی بین این دو متغیر می‌باشد. بنابراین فرضH0 رد و فرضH1 تأیید می‌گردد. یعنی می‌توان نتیجه گرفت که بین امید به اینده ساختار خانواده­ها و مشارکت اجتماعی آزمودنی­ها، همبستگی قوی و معناداری وجود دارد و با افزایش میزان امید به آینده ساختار خانواده­ها، مشارکت اجتماعی دانشجویان افزایش می‌یابد.

این فرضیه همچنین توسط آزمون تحلیل واریانس در رگرسیون خطی، مورد سنجش قرار گرفته و نتایج به دست آمده، به قرار زیر بوده است:

جدول سنجش ‌تفاوت مشارکت اجتماعی دانشجویان در سطوح مختلف میزان امید به آینده ساختار خانواده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک ­طرفه

 

منابع تغییرات

درجه‌ی آزادی

مجموع مربع انحرافات(SS)

میانگین مربع انحرافات(MS)

 

مقدارF

سطح اطمینان

(P.Value)

بین گروهی

1

045/650

045/650

 

996/41

 

001/0

درون گروهی

337

291/5216

479/15

کل

338

336/5866

 

 

بر اساس اطلاعات جدول بر اساس مقدارF موجود در جدول مقادیر بحرانی در درجات آزادی1 و 337(86/3) که از مقدارF به­دست آمده(996/41) کوچکتر می‌باشد و نیز از آنجایی که نمره‌یP به دست آمده(001/0)،کوچکتر از مقدار استاندارد(05/0), می‌باشد(05/0P<)، بنابراین می‌توان در سطح معنی‌داری 05/0 نتیجه گرفت که تفاوت بااهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان، در سطوح گوناگون شاخص امید به آینده ساختار خانواده آنان وجود دارد.

 به بیان دیگر، می‌توان نتیجه­ی به­دست آمده آزمون همبستگی پیرسون را پذیرفت. یعنی: امید به آینده ساختار خانواده بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معنادار مثبت دارد.

 

5- نتیجه­گیری

در خصوص فرضیه اصلی پژوهش در ساختار خانواده که مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و مشخص شد که بین اقناع­گرایی خانواده­ها و مشارکت اجتماعی دانشجویان، همبستگی قوی و معناداری وجود دارد یعنی با افزایش اقناع­گرایی خانواده­ها مشارکت اجتماعی دانشجویان افزایش می­یابد. این فرضیه همچنین توسط آزمون تحلیل واریانس در رگرسیون خطی مورد سنجش قرار گرفته است و مشخص شد که تفاوت بااهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان، در سطوح گوناگون شاخص اقناع­گرایی خانواده­ی آنان وجود دارد. به بیان دیگر می­توان نتیجه به دست آمده از آزمون همبستگی را پذیرفت و بیان داشت که اقناع­گرایی خانواده­ها بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان  تأثیر مثبت و معناداری دارد.

نتیجه پژوهش در مورد فرض اول از سؤالات فرعی یعنی تأثیر خردگرایی بر مشارکت اجتماعی دانشجویان چنین است که بین خردگرایی خانواده­ها و مشارکت اجتماعی دانشجویان همبستگی قوی و معنادار مثبت وجود دارد و با افزایش میزان خردگرایی خانواده­ها، مشارکت اجتماعی آزمودنیها افزایش می­یابد این فرض همچنین توسط تحلیل واریانس در رگرسیون خطی مورد سنجش قرار گرفت و از آن چنین نتیجه­گیری می شود که تفاوت بااهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان، در سطوح گوناگون شاخص فردگرایی خانواده آنان وجود دارد به بیان دیگر می­توان نتیجه گرفت خردگرایی بر میزان مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معنادار مثبت دارد.

اما در خصوص آخرین فرض از سؤالات فرعی یعنی تأثیر امید به آینده در ساختار خانواده بر مشارکت اجتماعی دانشجویان از طریق تجزیه و تحلیل داده­های به دست آمده چنین نتیجه­گیری می­شود که بین امید به آینده خانواده­ها و مشارکت اجتماعی آزمودنی­ها همبستگی قوی و معناداری وجود دارد و با افزایش میزان امید به آینده ساختار خانواده دانشجویان، بر میزان مشارکت اجتماعی آنان افزوده می­شود.

همچنین این فرض توسط تحلیل واریانس در رگرسیون خطی مورد سنجش قرار گرفت و با توجه به آن می­توان بیان داشت که تفاوت با اهمیتی در بین مشارکت اجتماعی دانشجویان در سطوح گوناگون شاخص امید به آینده ساختار خانواده آنان تفاوت با اهمیتی وجود دارد به بیان دیگر می­توان نتیجه به دست آمده از آزمون همبستگی را پذیرفت و بیان داشت امید به آینده ساختار خانواده­ها بر مشارکت اجتماعی دانشجویان تأثیر معنادار مثبت دارد.

 

فهرست منابع

1 - ازکیا، مصطفی و غلامرضا غفاری، (1379)، بررسی رابطه­ی بین اعتماد و مشارکت در نواحی روستایی شهر کاشان، فصلنامه علوم اجتماعی شماره 17 تهران.

2 - اعزازی، شهلا، (1376 )، جامعه­شناسی خانواده با تأکید بر نقش ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، انتشارات روشنفکران، تهران.

3 - پناهی،  امیر، (1383)، ساختار قدرت در خانواده – مدرسه وبا تأکید بر مشارکت اجتماعی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران.

4 - دلاور(1386)، مبانی نظری و عملی پژ‍وهش در علوم انسانی و اجتماعی، انتشارات رشد.

5 - روشه،‌گی، (1377)، جامعه­شناسی تالکوت پارسونز، ترجمه عبدل حسین نیک گهر، تهران،  مؤسسه انتشاراتی تبیان

6 - ریتزر،‌ جورج،(1383)، نظریه­های جامعه­شناسی در دوران معاصر،‌ ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، چاپ 8.

7 - رهنما،‌ مجید،‌ (1377) مشارکت در نگاهی نو به توسعه، نشر مرکز، تهران.

8 - ذوالفقارپور، محبوبه، (1383)، بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با رضایت­مندی زناشویی، زنان کارمند و خانه­دار شهر تهران.

9 - ساروخانی، باقر، (1370)، جامعه­شناسی خانواده، انتشارات سروش، تهران، چاپ  اول.

10 - عنایت، حلیمه، (1389)، بررسی تأثیر اشتغال زنان بر روابط خانوادگی در شهر شیراز، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز.

11 - کلدی، علی­رضا، (1380) برسی نگرش شهروندان از مشارکت در مدیریت شهری،‌ مطالعه در منطقه 7 تهران، دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی، تهران.

12 - کریمی، داوود، (1387)، تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر مشارکت اجتماعی دانشجویان دانشگاه قم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه قم.

13 - لاجوردی، هاله، (1376)، قدرت در خانواده همراه با پژوهشی در ساختار قدرت در خانواده، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، تهران. 

14 - مهدوی، محمد صادق و حبیب صبوری خسرو شاهی، (1382)، بررسی ساختار توزیع  قدرت در خانواده ، مجله مقالات زنان شماره 2

 

 15- Bates, A. kristian, Christopher D. Bader and F.Carson menken (2003)“familystructure, power – control theory and Deviance. Western criminology Review 4(3).p.p 170 – 190. (w.w.w googl .com).

 

16- Collins , randall,(1993) ,conflictsocialigy; toward on explanaatory science, new york akademic.

 

17- Hegen,EE,(1962) on the tehory of sosisl change , how economic growth begin dorsay pross home wood.

18- Olson,david,h.(1969(,the measurement of family pover by self & behavioral metods,journal of marriaje and the family . vol 3 p: 545-550 .

 

19- Parsons , talcoot, the social system, new york, free press, v.p.xv.w(1951).